گل سرخی پر پر
...
آری آری آری
نه نه
آری
نه
گل سرخی پر پر
و سکوتی سنگین
آری .. آری .. آری
نه .. نه
آری
نه
سالها پیش.. یه نفراز شدت ناراحتی...بهم گفت کاش دلتو سگی پاره پاره میکرد
این حرف برام سنگین و تلخ بود...سالها....
اما اگر الان میشد.. خودم تقدیم میکردم...
دست اگر بدست
باد
منم
تکان تکان
ریشه ام ،برون زخاک
و
سستی است
در میان
...
مداوا شده
چشمان زندگی
دوردستها...
شبتابی می پرد
به حباب عزیز..
گاهی ، زمستان نخواهد رفت
حتی
اگر بهار .. بیاید
چشمهایت را ببند
مرا از وسواس مرگ
بیرون میکشد
نگاهت..
تیغم میزنی
خون در نمی آید .
پیشتر..
همه را دیده ، باریده است
باور کردم
تنهایی را
چقدر دلم
کسی را نمی خواهد امشب...
وقتی می آمدی ..
حیات پر می شد از عطر ترنج
حالا تو رفته ای
و فقط ، رنج مانده است