تبليغاتX
اشک ها و لبخندها
 

 

 

 

 

 

 

نیاز به سکوت دارم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 27 مهر1387ساعت 20:13 توسط لبخند

 

 

بر دیوار بلند تقدیر

ناخن ها یم

رقم خوردگی را

جیغ می کشند

 

 

پ.ن. اول این را نوشته بودم..بعد همینجا..نظرم عوض شد و پست قبلی را نوشتم.وقتی فردا شد و خواندمش.. به خودم گفتم که چی؟گرچه در مورد اینهم " که چی" صادقه..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 0:0 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

 

 

پیشتر

رقم خورده ایم

 راههای نرفتنی را

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 23:33 توسط لبخند |

 

 

 

میان بزاق و دندان درد

بالا و پایین میروم

تاب، بی بی اش را صدا می زند...بریده بریده

معرکه گیری معرکه ،

از خالی من لبخند در می آورد

حیرانم..

به حیرانی خودت

زرد سرخ نمیشود !!

آبروی شعبده باز

گونه های عبوس

رنگدانه های گرم!!

و

صدای متروک حنجره ای...

آواز؟

نه اینکه میان آسیای زیرین و زبرینی؟

زمان

حتی تفاله های "سبکدل"

 را هضم نمیکند

منتظر..انتظار..و تمام آنچه بیاد نمی آورم...

انگار

سنگینم برای لحظه ها !

کسی گفت از قید استفاده نکن

هرگز

هرگز...

 

 

+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 0:48 توسط لبخند |

 

 

 

 

...آه...

رو به آینه

توهم ادراک اشیا

چشمانش لحظه ای خیس

نمناکی آینه

تظاهر همدردی

سختی حماقت

خستگی

خفقان

شایعه زاری زن

تلنگر

روز عجول

پاهای سربی

نا گزیری

ناگزیری...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 23:36 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

ما ساکنان مهر... چه اندوه دی خوریم

افسوس بر ستیزه ایام کی خوریم

آسوده زین دو جهان می توان گذشت

گرد پیاله گر بنشینیم و می.. خوریم

 

 

پ.ن: نمیدونم این شعر از کیه و کجا خوندمش...اما نگهش داشته بودم برای تولد یکی از دوستان متولد ماه مهر...

این ماه و متولدینش رو دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت 0:1 توسط لبخند |

 

 

 

 

when I reach your arms

nothing could be heared 

          but click   

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 14:46 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

خجل از هماغوشی دخترک

پنجره اتاق

روز بارانی

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت 16:50 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

   چیزی ..

حالم را بهم می زند

دلم را بالا می آورم

 

 

+ نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت 0:32 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

جاده های طولانی

گندمها دست تکان می دهند

باد پاییز

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 2:14 توسط لبخند |