تبليغاتX
اشک ها و لبخندها
 

 

 

 

تاجی از یاس سپید

گوشواره ای از گیلاس،

در پوستم نمی گنجد کودکی

 

 

+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 2:42 توسط لبخند |

 

 

 

 

با اندکی مرحمت

یار(yar) میشود

این بار(bar) سنگین

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 23:51 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

  با خیالت می آمیزم

   ... چندی بعد...

  باردار اندوهم !

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 10:42 توسط لبخند |

 

 

 

ما و خاطرات خوب و بد

ماورقصها و بوسه ها

قهر ها و.... باز آمدن...

ما و قصه غریبمان

ما و لحظه های دلفریبمان

ماو آرزوی وصل بی نصیبمان

ما و شعر و زمزمه..

بارش و بهار و ابر و مه..

ما و روزهای سخت

( اولین نهار...روی تخت)

ما و بازی سیاه بخت

ما و سر نوشت

آنچه این فلک برایمان نوشت..

ما و ترس از جدا شدن

ما و درد مبتلا شدن

ما و عشق و دوستی و یار..

ما و حال و روز زار

ما و حرفهای نا شنیدنی

خواندن ترانه های ماندنی.....

(ما و شستشو به آب معدنی..)

ما و نان و ماست

فکر های باطلی که عشق از آن ماست... !!

ما و فصل واژه ها ... به تو و من !

ما و رشته گسسته سخن

...ما و تو...

....ما و من...

...تو و تو...

...من و من...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 0:17 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

حراج آخر فصل

می فروشد دلش را یار..

بگو... عشق سیخی چند !؟

 

پ.ن ......

+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 21:34 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

  نشد که ما شویم..

کسی میان " مای " ما نشسته بود..

"کسی که مثل هیچکس نبود"

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 0:25 توسط لبخند |

 

 

 

 

 

 

ای که دائم به خویش مغروری

گر تو را عشق نیست معذوری

مستی عشق نیست در سر تو

رو ....که تو مست آب انگوری...

 

پ.ن : نمیدونم از کی هست ... اما میدونم برای کی نوشتمش...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 23:58 توسط لبخند |

 

 

 

من

 پای بر جای آب

نهادم

از اینرو بی صدا

آمدم

رفتم

 

بیژن جلالی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 1:24 توسط لبخند |

 

 

 

آتش زدست

روز خسته ، خویش را...

در غروبی سرخ

 

 

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 0:57 توسط لبخند |

 

 

 

   

 

   هورت....

   به خودم که آمدم

   زندگی مرا بلعیده بود

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 0:52 توسط لبخند |

 

 

 

 

شکمهای فربه

خوابهای طلایی

کودک گرسنه ای بیدار ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 14:40 توسط لبخند |