می دانم !
گل چیدنی نیست
وصل مفهومی بعید است.../ وصل تنها یک تصویر است ...
ممنونم ... نازنین
آواز قمری
عطر اطلسی ها...
میلغزد بر تنم
هوای بهار....
پ.ن. وبلاگم یکساله شد !
این مدت برام خیلی دیر گذشت...وبلاگ نویسی رو با یه حس دیگه شروع کردم...و با یک سبک دیگه..
الان این حس و سبکی که دارم رو دوست دارم...البته از کمک بعضی دوستان نمیشه گذشت !
یه چیز دیگه... همتونو دوست دارم . دیده و ندیده !![]()
![]()
... رهایم کن ... خدایا
خاکی نمیشود
خوی وحشی
تا بگذرند این روزهای لنگ ،
جان خستگی هم
بالا آمده است
هرزه می کند
دلم را
هوای بهاریت...
تاغ * دلتنگی
سیراب نمی شود ... با یک رگبار
تا اعماق خواستن... ریشه دواند ه ام
*گیاهی است از تیره اسفناجیان...و گویند که در کویر می روید
- این نوشته رو کمی تغییر دادم به خاطر تلنگر تبسم عزیز...
بادبادکی بود ...شاید دل
در کودکی دستان تو
بی هوا که مشت گشادی...
گم شد...
پ.ن: تا حالا زمین خوردین...؟ زانوتون یا آرنجتون بکشه روی اسفالت...؟حالا فکر کنید..دلتون جای آرنج یا زانو باشه....بقول بانو هایده.. به کی بگم...خدایا....