در بر میگیردم
آغوشش همیشه باز است
سوک دیوار
سوک = کنج، گوشه
کور شد
زندگی
از شور جوانیم !
باز باد می وزد
در بند و بی قرار ، چون من،
لباسهایم..
یکصدا می خوانند
روشنایی روز را گنجشکان...
بیدار میشوم
پ.ن.. اینهم چیزی دور از گره و زوزه و گریه..![]()
می گرید قلم
از ناتوانی...
لکه ای بر دفتر..
زوزه میکشد
خسته از بی خانمانی...
باد آواره
سخت گره خورده ایم..یار
همسوی تر بیا..
دررنجم !
در کف مردی حیله گر
حیران مانده است
آفتاب پرست...
closed windows
sing with the wind
itinerant musician
پ.ن..انگلستانی گفتم اینو...(روم زیاده ..نه؟)
باز..باران..
چند روزی هست که هوا ابریه...یه جوری هم ابریه که هر آن حس میکنی میخواد بباره....امروز
صبح خیلی بدی رو شروع کردم...خواب دیدم مادر بزرگم..در حال بسیار بدی بود...بعدش هم
خواب یکی از دوستامو دیدم..که اونهم...جالب نبود..
بیدار که شدم گرمم بود و قلبم درد میکرد...دستهام میلرزید.. همیشه از دیدن خوابهایی اینچنین،
بهم میریزم..
با بدبختی بلند شدم..اول از همه رفتم پرده رو زدم کنار...دیدیم ..خیر !! خبری از باران نیست...
دفتر م را برداشتم... چند اتود اولیه دیشب تو خواب نوشته بودم... شایدم کشیده بودم!!
روی یکی ش کمی فکر کردم...(با اون وضعیت..)
و اینو برای آسمون نوشتم..
فرو میبرد بغضش را
چه مغرور است
آسمان
یکم دلم خنک شد... زنگ زدم محل کارم گفتم نمیام.. یکم دیگه هم.. خنک شد.. ـ دلم! ـ
بعدش با خیال راحت تا ۱۱ خوابیدم..
وقتی بیدار شدم..بارانی بود..
تقدیم به عبدالله مجد...
بطری شراب ،نیمه..
سرمست من
شرمگین، آینه...
دیگر تو نیز
در دلم جایی نداری...
دلتنگ دلتنگم..
های های ابر
گونه های خیس من
باران پاییزی
پ.ن: بالاخره امروز بارون بارید...هورااا![]()
ناله طبیعت...
زیر پای رهگذران
برگی خشکیده
دیروز و باغچه..
پروانه و نسیم
گلدان روی میز
چقدر مرا
یاد طاقتم می اندازد
طاق در !
پ.ن : خیلی از دوستان سبک کار منو سوال میکنند..راستش من خودم هم نمیدونم... اما باید بگم که من بنظر خودم هایکو یا شعر ..(هر نوعش) یا حتی نثر مسجع ..هم ..نمینویسم..
فقط احساسم رو به رشته تحریر در میارم..همین..و ممنونم که میخونید و نظراتتون رو دوست دارم![]()
سو ء هاضمه گرفته شب
از بلعیدن من
و نمی داند..
آموخته ام،
روز خواهد آمد !
۱- می نوازد چوپان..
سنگ هم سوخته دل
بره ها خندانند
۲-می نوازد چوپان
دشت از غم لبریز..
بره ها خندانند
۳-میگدازد ساز چوپان..دشت را..
چه فراغتی دارند اما..
گوسفندان..
پ.ن..اونی که می خوام نمیشه...لطفا ..یا انتخاب کنید..یا نقد..یا کمک برای بهبود
....ممنون میشم...![]()
شوقی نیست
نفس کبود مرا
گورستان دلتنگ